• 22اکتبر

    آیا عمل سزارین با چاقی مرتبط است؟

    مطالعه‌ی دانشگاه پردو بر روی بومیان مایا، رابطه‌ی بین تولد به روش سزارین و چاقی را قوی‌تر کرد.
    آماندا ویل، استادیار دانشگاه ، دریافت که با توجه به اندازه‌ی مادر و شکل زایمان او، می‌توان الگوی رشد کودک را تا سن پنج سالگی در اقوام یوکاتک مایا پیش بینی کرد. یافته‌های او با همکاری کارن کرامر از دانشگاه یوتا در مجله‌ی American Journal of Human Biology منتشر شد.
    ویل گفت: مادرانی که شاخص توده‌ی بدنی بالایی داشتند و سزارین کردند، چاق‌ترین کودکان را در روستا داشتند.
    ویل ۵۷ مادر مایایی و ۱۰۸ کودکی را که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ متولد شدند ، بررسی کرد و رشد کودک را به شکل ماهانه تا پنج سالگی پی گیری کرد. حدود ۲۰ درصد از آن تولدها با روش سزارین بود.
    هیچ کدام از کودکان بنا بر معیارهای سازمان جهانی بهداشت چاق به حساب نمی‌آمدند و تنها ۵ درصد از آن‌ها دارای اضافه وزن قلم داد شدند. اما ویل گفت که تفاوت‌های قابل توجهی در اندازه‌ی کودکان وجود داشت که نشان می‌دهد شکل می‌تواند در شکل رشد کودک نقش داشته باشد.
    به طور مثال، یک کودک ۵ ساله که به هنگام تولد وزن بالایی داشته و از مادری متولد شده که شاخص توده‌ی بدنی بالایی داشته است، اگر با زایمان طبیعی متولد می شد، ۱۵.۵ کیلوگرم وزن داشت. اما حال که با سزارین متولد شده، ۱۷ کیلوگرم وزن خواهد دارد – حدود ۱۰ درصد بیشتر.
    ویل و کرامر، کشاورزان یوکاتک مایا را در مکزیک مورد مطالعه قرار دادند، چرا که کودکان آن روستا، متاثر از بسیاری عوامل دیگر که با چاقی مرتبط است مانند رژیم غذایی پرشکر و پرچربی یا زندگی کم تحرک، نبودند. کودکان مایایی، کودکی پرتحرکی دارند و تغذیه‌ی آن‌ها معمولا متشکل از ذرت، میوجات، سبزیجات و لوبیا است. آن‌ها تا ۲.۵ سالگی از شیر مادر تغذیه می‌کنند و این باعث می‌شود تا تغذیه با شیشه به عنوان یک منبع برای اضافه وزن حذف شود.
    بسیاری از اقوام با چنین معیارهایی همخوانی دارند اما روستا نشینان مایا به تازگی در نتیجه‌ی چندین برنامه‌ی فقرزدایی به امکانات بهداشتی امروزی و زایمان در بیمارستان دسترسی پیدا کردند. این باعث می‌شود تا نسبت به گروه‌های روستایی یا اولیه‌ی دیگر متمایز شوند.
    عدم وجود عامل اختلاطی از قبل که با چاقی مرتبط باشد، به ما اجازه داد تا مستقیما تاثیر وضعیت زایمان بر رشد کودک، به خصوص وزن را ببینیم. با این حال، با توجه به افزایش آمار سزارین‌ها به شکل جهانی و مسئله‌ی چاقی کودکان که نگرانی‌های پیرامون آن رو به افزایش است، این رابطه از اهمیت بالایی برخوردار است.
    یکی از نظریه‌هایی که راجع به سزارین و چاقی کودکان وجود دارد، به میکروبیوم می‌پردازد – باکتری‌های خوب روده. باور داشته می‌شود که کودکان در زایمان طبیعی، در معرض باکتری‌های مادر قرار می گیرند که سیستم ایمنی آن‌ها تحریک می‌کند و وقتی سزارین انجام می‌شود، در معرض باکتری‌های خوب قرار نمی‌گیرند. این باکتری‌ها در روده‌ی نوزاد تشکیل کولونی می‌دهند و نقش مهمی در بهبود عملکرد سیستم ایمنی و متابولیسم بازی می‌کنند ساختار کولونی نامناسب میکروبیوم روده می‌تواند منجر به چاقی و بیماری‌های مرتبط با آن شود.
    ویل گفت که این مسئله به دلیل افزایش آمار سزارین بسیار مهم است. بنا بر آمار سازمان CDC آمریکا در سال ۲۰۱۴ در آمریکا بیش از ۳۲ درصد از زایمان‌ها توسط سزارین انجام شده است..
    بهای سزارینی که لازم نباشد، از نظر بهداشتی برای آیندگان بسیار سنگین خواهد بود.
    این گذاره به خصوص در جاهای دور افتاده‌ای مانند یوکاتان مکزیک که آمار سزارین رو به افزایش است اما امکانات مراقبتی برای بیماری‌های مرتبط با چاقی محدود هستند، صدق می‌کند.
    ویل گفت که برنامه‌های سلامتی محدودی وجود دارد که به درمان چاقی و دیابت در چنین جاهایی بپردازد.
    همچنین محققین علاقه‌مندند که بداند آیا کودکانی که با سزارین متولد شده‌اند، می‌هوانند در دورانی کودکیشان در معرض باکتری‌هایی قرار بگیرند که بتواند میکروبیوم آن‌ها را شبیه کودکانی کند که با زایمان طبیعی به دنیا آمده‌اند.
    ویل برنامه دارد که کار با گروه یوکاتک مایا‌ها – که به عنوان کسانی که برای امرار معاش کشاورزی می‌کنند، در یک محیط گرمسیری بسیار در معرض باکتری‌ها و بیماری‌ها قرار دارند – را در یک مطالعه‌ی مقایسه‌ای ادامه دهد تا در صورت وجود، به تفاوت میان آمار چاقی مرتبط با سزارین بین کودکان مایایی و کودکانی که در جوامع کم تحرک‌تر زندگی می‌کنند،‌ پی ببرد.

    نوشته اولین بار در پدیدار شد.

    آیا عمل سزارین با چاقی مرتبط است؟

    مطالعه‌ی دانشگاه پردو بر روی بومیان مایا، رابطه‌ی بین تولد به روش سزارین و چاقی را قوی‌تر کرد.
    آماندا ویل، استادیار دانشگاه ، دریافت که با توجه به اندازه‌ی مادر و شکل زایمان او، می‌توان الگوی رشد کودک را تا سن پنج سالگی در اقوام یوکاتک مایا پیش بینی کرد. یافته‌های او با همکاری کارن کرامر از دانشگاه یوتا در مجله‌ی American Journal of Human Biology منتشر شد.
    ویل گفت: مادرانی که شاخص توده‌ی بدنی بالایی داشتند و سزارین کردند، چاق‌ترین کودکان را در روستا داشتند.
    ویل ۵۷ مادر مایایی و ۱۰۸ کودکی را که از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۴ متولد شدند ، بررسی کرد و رشد کودک را به شکل ماهانه تا پنج سالگی پی گیری کرد. حدود ۲۰ درصد از آن تولدها با روش سزارین بود.
    هیچ کدام از کودکان بنا بر معیارهای سازمان جهانی بهداشت چاق به حساب نمی‌آمدند و تنها ۵ درصد از آن‌ها دارای اضافه وزن قلم داد شدند. اما ویل گفت که تفاوت‌های قابل توجهی در اندازه‌ی کودکان وجود داشت که نشان می‌دهد شکل می‌تواند در شکل رشد کودک نقش داشته باشد.
    به طور مثال، یک کودک ۵ ساله که به هنگام تولد وزن بالایی داشته و از مادری متولد شده که شاخص توده‌ی بدنی بالایی داشته است، اگر با زایمان طبیعی متولد می شد، ۱۵.۵ کیلوگرم وزن داشت. اما حال که با سزارین متولد شده، ۱۷ کیلوگرم وزن خواهد دارد – حدود ۱۰ درصد بیشتر.
    ویل و کرامر، کشاورزان یوکاتک مایا را در مکزیک مورد مطالعه قرار دادند، چرا که کودکان آن روستا، متاثر از بسیاری عوامل دیگر که با چاقی مرتبط است مانند رژیم غذایی پرشکر و پرچربی یا زندگی کم تحرک، نبودند. کودکان مایایی، کودکی پرتحرکی دارند و تغذیه‌ی آن‌ها معمولا متشکل از ذرت، میوجات، سبزیجات و لوبیا است. آن‌ها تا ۲.۵ سالگی از شیر مادر تغذیه می‌کنند و این باعث می‌شود تا تغذیه با شیشه به عنوان یک منبع برای اضافه وزن حذف شود.
    بسیاری از اقوام با چنین معیارهایی همخوانی دارند اما روستا نشینان مایا به تازگی در نتیجه‌ی چندین برنامه‌ی فقرزدایی به امکانات بهداشتی امروزی و زایمان در بیمارستان دسترسی پیدا کردند. این باعث می‌شود تا نسبت به گروه‌های روستایی یا اولیه‌ی دیگر متمایز شوند.
    عدم وجود عامل اختلاطی از قبل که با چاقی مرتبط باشد، به ما اجازه داد تا مستقیما تاثیر وضعیت زایمان بر رشد کودک، به خصوص وزن را ببینیم. با این حال، با توجه به افزایش آمار سزارین‌ها به شکل جهانی و مسئله‌ی چاقی کودکان که نگرانی‌های پیرامون آن رو به افزایش است، این رابطه از اهمیت بالایی برخوردار است.
    یکی از نظریه‌هایی که راجع به سزارین و چاقی کودکان وجود دارد، به میکروبیوم می‌پردازد – باکتری‌های خوب روده. باور داشته می‌شود که کودکان در زایمان طبیعی، در معرض باکتری‌های مادر قرار می گیرند که سیستم ایمنی آن‌ها تحریک می‌کند و وقتی سزارین انجام می‌شود، در معرض باکتری‌های خوب قرار نمی‌گیرند. این باکتری‌ها در روده‌ی نوزاد تشکیل کولونی می‌دهند و نقش مهمی در بهبود عملکرد سیستم ایمنی و متابولیسم بازی می‌کنند ساختار کولونی نامناسب میکروبیوم روده می‌تواند منجر به چاقی و بیماری‌های مرتبط با آن شود.
    ویل گفت که این مسئله به دلیل افزایش آمار سزارین بسیار مهم است. بنا بر آمار سازمان CDC آمریکا در سال ۲۰۱۴ در آمریکا بیش از ۳۲ درصد از زایمان‌ها توسط سزارین انجام شده است..
    بهای سزارینی که لازم نباشد، از نظر بهداشتی برای آیندگان بسیار سنگین خواهد بود.
    این گذاره به خصوص در جاهای دور افتاده‌ای مانند یوکاتان مکزیک که آمار سزارین رو به افزایش است اما امکانات مراقبتی برای بیماری‌های مرتبط با چاقی محدود هستند، صدق می‌کند.
    ویل گفت که برنامه‌های سلامتی محدودی وجود دارد که به درمان چاقی و دیابت در چنین جاهایی بپردازد.
    همچنین محققین علاقه‌مندند که بداند آیا کودکانی که با سزارین متولد شده‌اند، می‌هوانند در دورانی کودکیشان در معرض باکتری‌هایی قرار بگیرند که بتواند میکروبیوم آن‌ها را شبیه کودکانی کند که با زایمان طبیعی به دنیا آمده‌اند.
    ویل برنامه دارد که کار با گروه یوکاتک مایا‌ها – که به عنوان کسانی که برای امرار معاش کشاورزی می‌کنند، در یک محیط گرمسیری بسیار در معرض باکتری‌ها و بیماری‌ها قرار دارند – را در یک مطالعه‌ی مقایسه‌ای ادامه دهد تا در صورت وجود، به تفاوت میان آمار چاقی مرتبط با سزارین بین کودکان مایایی و کودکانی که در جوامع کم تحرک‌تر زندگی می‌کنند،‌ پی ببرد.

    نوشته اولین بار در پدیدار شد.

    آیا عمل سزارین با چاقی مرتبط است؟

    Permalink Filed under: آلرژی و تغذیه Tags: , , , , , , , , , , , , دیدگاه‌ها برای آیا عمل سزارین با چاقی مرتبط است؟ بسته هستند
  • 03سپتامبر

    آیا تغذیه‌ی ناسالم در دوران بارداری می‌تواند با اختلال کم توجهی – بیش فعالی (ADHD) مرتبط باشد؟

    مطالعه جدیدی که توسط محققین کالج King لندن و دانشگاه Bristol رهبری شد، دریافت که در دوران بارداری، تغذیه‌ای که پرچرب و پرشکر باشد، می‌تواند با علائم ADHD که در کودکانی که مشکلات رفتاری را در آغاز زندگی خود نشان می‌دهند، مرتبط باشد.
    این مطالعه اولین مطالعه‌ای است که نشان داد تغییرات وراژنتیک که در دوران تولد مشهودند، می‌تواند توضیح دهنده‌ی رابطه‌ی بین تغذیه‌ی ناسالم، مشکلات رفتاری و ADHD باشد.
    مشکلات رفتاری اولیه (مانند دروغ گویی و دعوا) و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) دلایل اصلی‌ای هستند که در انگلستان مشکلات سلامت روانی کودکان را به آن ارجاع می‌دهند. معمولا این دو اختلال پشت سر هم اتفاق می‌افتد (بیش از ۴۰ درصد از کودکانی که مبتلا به اختلالات رفتاری تشخیص داده شدند، به ADHD هم دچار بودند) و می‌توان ریشه‌ی آن‌ها را در تجربیات پیش از تولد مانند مادر یا تغذیه‌ی نامناسب جستجو کرد.
    در این مطالعه‌ی جدید که بر روی شرکت کنندگانی از تحقیقات بریستول که بر روی کودکان دهه‌ی ۹۰ میلادی بود، انجام شد. ۸۳ کودک که دچار مشکلات رفتاری اولیه بودند، با ۸۱ کودک که مشکلات رفتاری خفیفی داشتند مقایسه شدند. محققین، تاثیر تغذیه‌ی مادر را بر تغییرات وراژنتیک (یا متیلاسیون دی‌ان‌ای) IGF2 بررسی کردند، ژنی که در رشد جنین و رشد بخش‌هایی از مغز که در ADHD دخیل هستند – مخچه و هیپوکمپوس. لازم به ذکر است که متیلاسیون دی‌ان‌ای IGF2 در گذشته هم در کودکانی هم که مادرشان در دوران جنگ جهانی دوم در هلند دچار قحطی شده بودند ، مشاهده شده بود.
    محققین King و Bristol دریافتند که تغذیه‌ی نامناسب در قبل از تولد، که در آن چربی و شکر زیاد، غذاهای فرآوری شده و شیرینیجات باشد، با متیلاسیون بیشتر IGF2 در کودکانی که دچار مشکلات رفتاری اولیه می‌شوند و مشکلات رفتاری خفیف دارند، همراه است.
    همچنین متیلاسیون بیشتر IGF2 با علائم شدیدتر ADHD در سن بین ۷ تا ۱۳ سال همراه بود، اما تنها در کودکانی که مشکلات اولیه‌ی رفتاری را نشان دادند.
    دکتر ادوارد بارکر از کالج King لندن گفت: یافته‌های ما مبنی بر همراهی تغذیه‌ی ضعیف پیش از تولد با متیلاسیون بیشتر IGF2 نشانگر اهمیت ضروری تغذیه‌ی سالم در دوران حاملگی است.
    این نتایج نشان می‌دهند که ترویج تغذیه‌ی سالم پیش از تولد می‌تواند در نهایت منجر به کاهش علائم ADHD و مشکلات رفتاری در کودکان شود. این موضوع بسیا امید بخش است و می‌توان عوامل خطرزا غذایی و وراژنتیک را تغییر داد.
    دکتر بارکر افزود: حالا ما نیاز داریم تا به طور اختصاصی به آزمایش هر نوع از مواد مغذی بپردازیم. به طور مثال، انواع چربی مانند اسید چرب امگا۳ که از ماهی، گردو، و مرغ تامین می‌شود، برای رشد عصبی بسیار مهم است.
    در حال حاضر هم می‌دانیم که مکمل‌های غذایی برای کودکان می‌تواند به کاهش ADHD و مشکلات رفتاری بیانجامد، به همین دلیل برای تحقیقات آتی مهم است که تغییرات وراژنتیک در این زمینه بررسی شود

     

    منبع : Journal of Child Psychology and Psychiatry

    نوشته اولین بار در پدیدار شد.

    آیا تغذیه‌ی ناسالم در دوران بارداری می‌تواند با اختلال کم توجهی – بیش فعالی (ADHD) مرتبط باشد؟

    مطالعه جدیدی که توسط محققین کالج King لندن و دانشگاه Bristol رهبری شد، دریافت که در دوران بارداری، تغذیه‌ای که پرچرب و پرشکر باشد، می‌تواند با علائم ADHD که در کودکانی که مشکلات رفتاری را در آغاز زندگی خود نشان می‌دهند، مرتبط باشد.
    این مطالعه اولین مطالعه‌ای است که نشان داد تغییرات وراژنتیک که در دوران تولد مشهودند، می‌تواند توضیح دهنده‌ی رابطه‌ی بین تغذیه‌ی ناسالم، مشکلات رفتاری و ADHD باشد.
    مشکلات رفتاری اولیه (مانند دروغ گویی و دعوا) و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) دلایل اصلی‌ای هستند که در انگلستان مشکلات سلامت روانی کودکان را به آن ارجاع می‌دهند. معمولا این دو اختلال پشت سر هم اتفاق می‌افتد (بیش از ۴۰ درصد از کودکانی که مبتلا به اختلالات رفتاری تشخیص داده شدند، به ADHD هم دچار بودند) و می‌توان ریشه‌ی آن‌ها را در تجربیات پیش از تولد مانند مادر یا تغذیه‌ی نامناسب جستجو کرد.
    در این مطالعه‌ی جدید که بر روی شرکت کنندگانی از تحقیقات بریستول که بر روی کودکان دهه‌ی ۹۰ میلادی بود، انجام شد. ۸۳ کودک که دچار مشکلات رفتاری اولیه بودند، با ۸۱ کودک که مشکلات رفتاری خفیفی داشتند مقایسه شدند. محققین، تاثیر تغذیه‌ی مادر را بر تغییرات وراژنتیک (یا متیلاسیون دی‌ان‌ای) IGF2 بررسی کردند، ژنی که در رشد جنین و رشد بخش‌هایی از مغز که در ADHD دخیل هستند – مخچه و هیپوکمپوس. لازم به ذکر است که متیلاسیون دی‌ان‌ای IGF2 در گذشته هم در کودکانی هم که مادرشان در دوران جنگ جهانی دوم در هلند دچار قحطی شده بودند ، مشاهده شده بود.
    محققین King و Bristol دریافتند که تغذیه‌ی نامناسب در قبل از تولد، که در آن چربی و شکر زیاد، غذاهای فرآوری شده و شیرینیجات باشد، با متیلاسیون بیشتر IGF2 در کودکانی که دچار مشکلات رفتاری اولیه می‌شوند و مشکلات رفتاری خفیف دارند، همراه است.
    همچنین متیلاسیون بیشتر IGF2 با علائم شدیدتر ADHD در سن بین ۷ تا ۱۳ سال همراه بود، اما تنها در کودکانی که مشکلات اولیه‌ی رفتاری را نشان دادند.
    دکتر ادوارد بارکر از کالج King لندن گفت: یافته‌های ما مبنی بر همراهی تغذیه‌ی ضعیف پیش از تولد با متیلاسیون بیشتر IGF2 نشانگر اهمیت ضروری تغذیه‌ی سالم در دوران حاملگی است.
    این نتایج نشان می‌دهند که ترویج تغذیه‌ی سالم پیش از تولد می‌تواند در نهایت منجر به کاهش علائم ADHD و مشکلات رفتاری در کودکان شود. این موضوع بسیا امید بخش است و می‌توان عوامل خطرزا غذایی و وراژنتیک را تغییر داد.
    دکتر بارکر افزود: حالا ما نیاز داریم تا به طور اختصاصی به آزمایش هر نوع از مواد مغذی بپردازیم. به طور مثال، انواع چربی مانند اسید چرب امگا۳ که از ماهی، گردو، و مرغ تامین می‌شود، برای رشد عصبی بسیار مهم است.
    در حال حاضر هم می‌دانیم که مکمل‌های غذایی برای کودکان می‌تواند به کاهش ADHD و مشکلات رفتاری بیانجامد، به همین دلیل برای تحقیقات آتی مهم است که تغییرات وراژنتیک در این زمینه بررسی شود

     

    منبع : Journal of Child Psychology and Psychiatry

    نوشته اولین بار در پدیدار شد.

    آیا تغذیه‌ی ناسالم در دوران بارداری می‌تواند با اختلال کم توجهی – بیش فعالی (ADHD) مرتبط باشد؟

    Permalink Filed under: تغذیه سالم Tags: , , , , , , , , , , , , دیدگاه‌ها برای آیا تغذیه‌ی ناسالم در دوران بارداری می‌تواند با اختلال کم توجهی – بیش فعالی (ADHD) مرتبط باشد؟ بسته هستند
  • 03سپتامبر

    آیا تغذیه‌ی ناسالم در دوران بارداری می‌تواند با اختلال ADHD مرتبط باشد؟

    مطالعه جدیدی که توسط محققین کالج King لندن و دانشگاه Bristol رهبری شد، دریافت که در دوران بارداری، تغذیه‌ای که پرچرب و پرشکر باشد، می‌تواند با علائم ADHD که در کودکانی که مشکلات رفتاری را در آغاز زندگی خود نشان می‌دهند، مرتبط باشد.
    این مطالعه اولین مطالعه‌ای است که نشان داد تغییرات وراژنتیک که در دوران تولد مشهودند، می‌تواند توضیح دهنده‌ی رابطه‌ی بین تغذیه‌ی ناسالم، مشکلات رفتاری و ADHD باشد.
    مشکلات رفتاری اولیه (مانند دروغ گویی و دعوا) و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) دلایل اصلی‌ای هستند که در انگلستان مشکلات سلامت روانی کودکان را به آن ارجاع می‌دهند. معمولا این دو اختلال پشت سر هم اتفاق می‌افتد (بیش از ۴۰ درصد از کودکانی که مبتلا به اختلالات رفتاری تشخیص داده شدند، به ADHD هم دچار بودند) و می‌توان ریشه‌ی آن‌ها را در تجربیات پیش از تولد مانند مادر یا تغذیه‌ی نامناسب جستجو کرد.
    در این مطالعه‌ی جدید که بر روی شرکت کنندگانی از تحقیقات بریستول که بر روی کودکان دهه‌ی ۹۰ میلادی بود، انجام شد. ۸۳ کودک که دچار مشکلات رفتاری اولیه بودند، با ۸۱ کودک که مشکلات رفتاری خفیفی داشتند مقایسه شدند. محققین، تاثیر تغذیه‌ی مادر را بر تغییرات وراژنتیک (یا متیلاسیون دی‌ان‌ای) IGF2 بررسی کردند، ژنی که در رشد جنین و رشد بخش‌هایی از مغز که در ADHD دخیل هستند – مخچه و هیپوکمپوس. لازم به ذکر است که متیلاسیون دی‌ان‌ای IGF2 در گذشته هم در کودکانی هم که مادرشان در دوران جنگ جهانی دوم در هلند دچار قحطی شده بودند ، مشاهده شده بود.
    محققین King و Bristol دریافتند که تغذیه‌ی نامناسب در قبل از تولد، که در آن چربی و شکر زیاد، غذاهای فرآوری شده و شیرینیجات باشد، با متیلاسیون بیشتر IGF2 در کودکانی که دچار مشکلات رفتاری اولیه می‌شوند و مشکلات رفتاری خفیف دارند، همراه است.
    همچنین متیلاسیون بیشتر IGF2 با علائم شدیدتر ADHD در سن بین ۷ تا ۱۳ سال همراه بود، اما تنها در کودکانی که مشکلات اولیه‌ی رفتاری را نشان دادند.
    دکتر ادوارد بارکر از کالج King لندن گفت: یافته‌های ما مبنی بر همراهی تغذیه‌ی ضعیف پیش از تولد با متیلاسیون بیشتر IGF2 نشانگر اهمیت ضروری تغذیه‌ی سالم در دوران حاملگی است.
    این نتایج نشان می‌دهند که ترویج تغذیه‌ی سالم پیش از تولد می‌تواند در نهایت منجر به کاهش علائم ADHD و مشکلات رفتاری در کودکان شود. این موضوع بسیا امید بخش است و می‌توان عوامل خطرزا غذایی و وراژنتیک را تغییر داد.
    دکتر بارکر افزود: حالا ما نیاز داریم تا به طور اختصاصی به آزمایش هر نوع از مواد مغذی بپردازیم. به طور مثال، انواع چربی مانند اسید چرب امگا۳ که از ماهی، گردو، و مرغ تامین می‌شود، برای رشد عصبی بسیار مهم است.
    در حال حاضر هم می‌دانیم که مکمل‌های غذایی برای کودکان می‌تواند به کاهش ADHD و مشکلات رفتاری بیانجامد، به همین دلیل برای تحقیقات آتی مهم است که تغییرات وراژنتیک در این زمینه بررسی شود

     

    منبع : Journal of Child Psychology and Psychiatry

    نوشته اولین بار در پدیدار شد.

    آیا تغذیه‌ی ناسالم در دوران بارداری می‌تواند با اختلال ADHD مرتبط باشد؟

    مطالعه جدیدی که توسط محققین کالج King لندن و دانشگاه Bristol رهبری شد، دریافت که در دوران بارداری، تغذیه‌ای که پرچرب و پرشکر باشد، می‌تواند با علائم ADHD که در کودکانی که مشکلات رفتاری را در آغاز زندگی خود نشان می‌دهند، مرتبط باشد.
    این مطالعه اولین مطالعه‌ای است که نشان داد تغییرات وراژنتیک که در دوران تولد مشهودند، می‌تواند توضیح دهنده‌ی رابطه‌ی بین تغذیه‌ی ناسالم، مشکلات رفتاری و ADHD باشد.
    مشکلات رفتاری اولیه (مانند دروغ گویی و دعوا) و اختلال کم‌توجهی-بیش‌فعالی (ADHD) دلایل اصلی‌ای هستند که در انگلستان مشکلات سلامت روانی کودکان را به آن ارجاع می‌دهند. معمولا این دو اختلال پشت سر هم اتفاق می‌افتد (بیش از ۴۰ درصد از کودکانی که مبتلا به اختلالات رفتاری تشخیص داده شدند، به ADHD هم دچار بودند) و می‌توان ریشه‌ی آن‌ها را در تجربیات پیش از تولد مانند مادر یا تغذیه‌ی نامناسب جستجو کرد.
    در این مطالعه‌ی جدید که بر روی شرکت کنندگانی از تحقیقات بریستول که بر روی کودکان دهه‌ی ۹۰ میلادی بود، انجام شد. ۸۳ کودک که دچار مشکلات رفتاری اولیه بودند، با ۸۱ کودک که مشکلات رفتاری خفیفی داشتند مقایسه شدند. محققین، تاثیر تغذیه‌ی مادر را بر تغییرات وراژنتیک (یا متیلاسیون دی‌ان‌ای) IGF2 بررسی کردند، ژنی که در رشد جنین و رشد بخش‌هایی از مغز که در ADHD دخیل هستند – مخچه و هیپوکمپوس. لازم به ذکر است که متیلاسیون دی‌ان‌ای IGF2 در گذشته هم در کودکانی هم که مادرشان در دوران جنگ جهانی دوم در هلند دچار قحطی شده بودند ، مشاهده شده بود.
    محققین King و Bristol دریافتند که تغذیه‌ی نامناسب در قبل از تولد، که در آن چربی و شکر زیاد، غذاهای فرآوری شده و شیرینیجات باشد، با متیلاسیون بیشتر IGF2 در کودکانی که دچار مشکلات رفتاری اولیه می‌شوند و مشکلات رفتاری خفیف دارند، همراه است.
    همچنین متیلاسیون بیشتر IGF2 با علائم شدیدتر ADHD در سن بین ۷ تا ۱۳ سال همراه بود، اما تنها در کودکانی که مشکلات اولیه‌ی رفتاری را نشان دادند.
    دکتر ادوارد بارکر از کالج King لندن گفت: یافته‌های ما مبنی بر همراهی تغذیه‌ی ضعیف پیش از تولد با متیلاسیون بیشتر IGF2 نشانگر اهمیت ضروری تغذیه‌ی سالم در دوران حاملگی است.
    این نتایج نشان می‌دهند که ترویج تغذیه‌ی سالم پیش از تولد می‌تواند در نهایت منجر به کاهش علائم ADHD و مشکلات رفتاری در کودکان شود. این موضوع بسیا امید بخش است و می‌توان عوامل خطرزا غذایی و وراژنتیک را تغییر داد.
    دکتر بارکر افزود: حالا ما نیاز داریم تا به طور اختصاصی به آزمایش هر نوع از مواد مغذی بپردازیم. به طور مثال، انواع چربی مانند اسید چرب امگا۳ که از ماهی، گردو، و مرغ تامین می‌شود، برای رشد عصبی بسیار مهم است.
    در حال حاضر هم می‌دانیم که مکمل‌های غذایی برای کودکان می‌تواند به کاهش ADHD و مشکلات رفتاری بیانجامد، به همین دلیل برای تحقیقات آتی مهم است که تغییرات وراژنتیک در این زمینه بررسی شود

     

    منبع : Journal of Child Psychology and Psychiatry

    نوشته اولین بار در پدیدار شد.

    آیا تغذیه‌ی ناسالم در دوران بارداری می‌تواند با اختلال ADHD مرتبط باشد؟

    Permalink Filed under: تغذیه سالم Tags: , , , , , , , , , , , , دیدگاه‌ها برای آیا تغذیه‌ی ناسالم در دوران بارداری می‌تواند با اختلال ADHD مرتبط باشد؟ بسته هستند
 
WP_Lime_Slice

آخرین دیدگاه‌ها